محمد مهدى ملايرى
55
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
دربارهء ايرانيان هم نوشته كه ايشان در آنجا غلبه دارند و آنان را در آنجا كاخهايى عجيب است « 1 » . در اواسط قرن پنجم هم كه ناصر خسرو جده را ديده همچنان آباد و بازرگانى آنجا شكوفا بوده ولى كمى پس از آن تاريخ حاكم پرطمع و زورگوى مكه كه كثرت مال و منال بازرگانان جده ديگ طمع او را به جوش آورده بود براى تحصيل مال آنها را در فشار گذارد و آنها هم ناچار هرچه داشتند در كشتىها بار كرده و آنجا را ترك گفتند ، و چون شهر از محافظان خالى شد بار ديگر باديهنشينان بدانجا هجوم برده آنجا را تصرف كردند و دوباره دوران ويرانى و فقر آن آغاز گرديد « 2 » . اينبار دوران ويرانى جده به درازا كشيد ، آنچنان كه در قرن ششم هجرى كه ابن جبير اندلسى آنجا را ديده در سفرنامهء خود چهرهاى تيره و اسفبار از آن ترسيم كرده ، جاى ساختمانهاى باشكوه آنجا را كه مقدسى آن ها را قصرهاى عجيب خوانده بود كوخهاى نئين و جاى بازرگانان توانگر را مردمى فقير گرفته بودند كه با كرايه دادن شتر و فروختن آب و شير به حاجيان امرار معاش مىكردهاند . ابن جبير پس از وصف وضع موجود آن شهر گويد ولى در اين شهر آثارى از قديم هست كه دلالت دارد بر اينكه در گذشته شهرى آباد بوده ، و همچنين گويد اينجا از شهرهاى ايرانيان بوده است . « كانت من مدن الفرس » و در حدود يك قرن پس از ابن جبير كه ابن المجاور دمشقى از جده ديدن كرده هرچند تا حدى كسب و كار مردم رونقى گرفته و تا حدى عمران و آبادى به آنجا بازگشته بود ولى ظاهرا آن دوران طلايى گذشته ديگر تجديد نشده . ابن المجاور هم آنجا را به عنوان شهر كوچكى در ساحل دريا توصيف كرده و مىافزايد كه مردم آنجا از نسل ايرانيان هستند « 3 » . گرچه بندر جده را بندر مكه و مركز تجارت عربستان غربى شمردهاند
--> ( 1 ) . احسن التقاسيم ، ص 79 . ( 2 ) . تاريخ المستبصر ، چاپ ليدن ، ص 45 و 46 . ( 3 ) . تاريخ مدينة جده ، ص 65 .